محمد تقي جعفري

232

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

پست شخصيت به موقعيت بالاتر در مراحل اوليه نه تنها سرگرم نمىسازد و ما را اشباع نمىنمايد ، بلكه بدانجهت كه سطوح روانى ما خود را تحت فشار تعديل تمايلات احساس مىنمايد ، مانند اينست كه جان آدمى را از كالبدش مىگيرند ، بلى اين قدر دشوار است . اين ساخته شدن بسيار آسان است ، آسانتر از آنست كه ما تصور مىكنيم ، زيرا براى ورود به مسير ساخته شدن كافى است كه دو كار انجام بدهد : يكى اين كه بداند كه انسان با حيوان فرق دارد . دوم اين كه انسان شدن را اراده كند . بعد از اين : تو پاى به راه در نه و هيچ مگوى خود راه بگويدت كه چون بايد رفت مگر اين معلمان و مربيان جوامع جز ساختن شخصيت كارى ديگر انجام مىدهند با نظر به تأثير تعليم و تربيت و دگرگونى فضاى جوامع ميليونها شخصيت در تحول قرار مىگيرند ، كبوترهائى هستند كه مبدل به كركس ميشوند و كركسهائى هستند كه راه كبوتر شدن را پيش مىگيرند . بنا بر اين اين مسئله كه آيا شخصيت انسانى مىتواند در مجراى ساخته شدن قرار بگيرد ، بيشتر به شوخى شباهت دارد تا يك سؤال علمى . آنچه كه مهم است اينست كه شخصيت از كدامين نقاط و موقعيتها بايد عبور كند و ساخته شود پاسخ اين سؤال موضوع كلى اين مباحث است كه ملاحظه مىفرمائيد و آن عبارتست از عبور از مراحل خام « حيات طبيعى محض » به مراحل « حيات معقول » . دقت بفرمائيد در اين كه غوره انگور مىشود ، نه اين كه غوره انداخته مىشود و انگورى بدون سابقه از زمين مىرويد و يا از آسمان مىفتد . 1 - احساسات خام تبديل به « احساسات تصعيد شده » . 2 - جريانات ذهنى گسيخته تبديل به « انديشه‌هاى مربوط » . 3 - محبتهاى خام تبديل به « محبتهاى معقول » . 4 - آرزوهاى دور و دراز تبديل به « اميدهاى محرك » . 5 - علاقه‌ها و عشقهاى صورى تبديل به « عشق و علاقه‌هاى كمال بخش » .